فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 23
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مشهد مقدّس به هرات رفت و پيرامون سال 910 / 1504 ، به دربار تيموريان پيوست . خواند مير دربارهء پيوستن نويسنده به دربار به اختصار چنين مىنويسد : چون خواجه مولاناى اصفهانى در مذهب تسنّن بغايت متعصّب بود ، در زمان دولت شاهى از آذربايجان به هرات آمده ، ساكن شد و مشمول انعام خاقان منصور سلطان حسين ميرزا و اولاد عظامش گشت و بعد از آنكه محمّد خان شيبانى بر ولايت خراسان استيلا يافت ، كمر ملازمت درگاه خاقانى بر ميان بست . . . خواجه مولانا پس از واقعهء محمّد خان در ماوراء النهر ساكن گشت « 1 » نويسنده تا تصرّف هرات ( 913 / 1507 ) به دست محمّد خان شيبانى ، در آن شهر مىزيست . يادداشتى كه او در سال 911 / 1505 ، بر بياض تاج احمد وزير ( 872 / 1381 ) در دار السّلطنهء هرات نوشته ، از اقامت وى در اين سامان بروشنى حكايت مىكند « 2 » . پس از تصرّف هرات به دربار محمّد خان شيبانى پيوست و مقام ارجمندى يافت و در سفر و حضر همدم و مشاور او بود . فضل اللّه براى قدردانى از محمّد خان شيبانى كه آرامش خاطرى براى او فراهم كرده بود ، نسب نامهء خان ، رسالهء حارثيه و مهمان نامهء بخارا را هنگام اقامت در دربار او نوشت . فضل اللّه در بسيارى از نبردها در التزام ركاب خانى كه او را امام الزّمان و خليفة الرّحمن لقب داده بود ، حركت مىكرد . وى در اين سفرها به انواع بيماريها و گرفتاريها مبتلا شد . در زمستان سرد تركستان ذات الصّدر گرفت و مرض چنان پيشرفت كرد كه قضات و اهل علم را طلبيد و وصيت نامه نوشت ، ناچار او را به صبرام انتقال دادند تا سلامت خود را باز يابد . او در اين خلوت از روزگار عافيت خود در هرات به نيكى ياد كرده از آمدن خود به تركستان اظهار ندامت و پشيمانى مىكند « 3 » : در اين سفر پر خطر هر چند متضمن احراز مثوبات اخروى و موجب حصول مقاصد دنيوى بود ، فامّا سزاوار آن بود كه كنج عزلت و گنج وحدت را مبدّل به اين تشويش و غوغا نمىساختم و در گوشهء فراغ به درس و تصنيف مىپرداختم . هرات را در عين عافيت
--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 607 . ( 2 ) . بياض تاج الدّين احمد وزير ، 16 . ( 3 ) . مهمان نامهء بخارا ، 119 ، 140 ، 248 - 253 .